تبليغاتX
متدلوژی من برای زندگی
بیایید با هم "مهربان" باشیم

 

تلویزیون مثل یونجه،وقت ما را می خورد!

 

نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 19:35 | لینک  | 

When you wish to see someone again

When you wish to hear someone again

When you wish to touch someone again

......you are half in love with

نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 23:32 | لینک  | 

i am the obsolete obstacle of my own

نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 7:25 | لینک  | 

تو مثل رعد وبرق هستی،

زود ناپدید میشی،نمیشه تو رو برای همیشه داشت،و اگر بخوام لمست کنم میسوزم و خاکستر میشم!


پ.ن:حذف شد

نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 17:42 | لینک  | 

کسی که چکش به دست میگیرد،همه چیز را میخ میبیند

                                                                                   دکتر ماووزه

نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 10:59 | لینک  | 

جنون منطق سرش نمیشه

                                            دکتر ماووزه

نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 11:19 | لینک  | 

passion

sweet emotion

dreams

birth

.

.

.

bitter reality

suffer

death

نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 18:46 | لینک  | 

14 اردیبهشت با چندین مناسبت مختلف همراه است:

اشغال هرمز توسط پرتقالیها 

ترور ناصرالدین شاه

تاسیس بانک سپه

تولد گوگوش

تاسیس سازمان ملی استعدادهای درخشان

شب تولد دکتر ماووزه!

نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 20:48 | لینک  | 

 

همه خوکها شبیه هم هستند

دکتر ماووزه

نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 17:40 | لینک  | 

هیچ وقت نمی تونیم شخصیت(ذات) آدمها رو عوض کنیم

دکتر ماووزه

نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 20:26 | لینک  | 

دلم میخاد یک عمارت آجری وسط یک باغ پردرخت بسازم و سر درش روی مرمر سفید بنویسم:

 just 

Live,Love

nothing stands behind

نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 16:30 | لینک  | 

هاتفی که قبلا در گوشه میخانه بود،مدتیست که در گوشه خونه ما ساکن است و از آنجا هی ندا در میکند که:

آهو نشوی به این جست و خیز گوسفند (ماووزه) !!!

من اما همچنان بندری جست و خیز میکنم از سوزش فلفلی که در دلم است!!!

نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 12:11 | لینک  | 

مارها پونه ها را دوست دارند

مردم دروغ میگویند!

نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 22:20 | لینک  | 

من موهبتی دارم که میتوانم  "روح پاک" افراد را ببینم.به همین دلیل از افراد یا چیزهایی خوشم می آید که شاید مورد توجه سایرین نیستند.به همین دلیل جوری عاشق میشوم که در تعریف من میگویند "دیوانه".بهمین دلیل در زندگیم خیلی اوقات دلتنگم



پ.ن: کسی یک دکتر روانپزشک چشم پاک با روح پاک سراغ نداره؟!!!!

نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 20:22 | لینک  | 

نمیدونم نویسندش کیه:

خدا گفت: لیلی یک ماجراست. ماجرایی آکنده از من، ماجرایی که باید بسازیش

شیطان گفت: یک اتفاق است. بنشین تا بیفتد

آنها که حرف شیطان را باور کردند، نشستند و لیلی هیچگاه اتفاق نیفتاد. مجنون اما بلند شد. رفت تا لیلی را بسازد

خدا گفت: لیلی درد است؛ درد زادنی نو. تولدی بدست خویشتن

شیطان گفت: آسودگی است؛ خیالی است خوش

خدا گفت: لیلی رفتن است. عبور است و رد شدن

شیطان گفت: ماندن است؛ فرو رفتن در خود

خدا گفت: لیلی جستجوست. لیلی نرسیدن است. نداشتن و بخشیدن

شیطان گفت: خواستن است. گرفتن و تملک

خدا گفت: لیلی سخت است، دیر است و دور از دست

شیطان گفت: ساده است. همین جایی و دم دست؛ و دنیا پر شد از لیلی های زود، لیلی های ساده اینجایی، لیلی های نزدیک لحظه ای

خدا گفت: لیلی زندگی است. زیستنی از نوع دیگر. لیلی جاودانی شد و شیطان دیگر نبود

مجنون زیستنی از نوعی دیگر را برگزید؛ و می دانست که لیلی تا ابد طول می کشد


نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 12:7 | لینک  | 

نمیدونم این مطلب رو کجا خوندم ولی عجیب باحال و هوای من جور در میاد:

نه برادری دارم ونه یک هم پیاله خوب!!

نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 1:30 | لینک  | 


شايد قانون دنيا همين باشد ((تو صاحب آرزویی باشی كه شيرينی تعبيرش ازآن ديگريست...))

نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 18:42 | لینک  | 

طبق محاسبات این سایت :

ارزش پول ملی تومان نسبت به دوره شاه طهماسب صفوی 1/30000 شده است!

نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 19:57 | لینک  | 


spread joy in persian new year with good thoughts, good word, good deeds

نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 2:13 | لینک  | 

پی نوشت : بریجیت توی آخرین پستش پرسیده بود که ما ایرانی ها چرا توی این منجلاب دست و پا می زنیم. به خاطر مذهب؟ به   خاطر بی سوادی؟ به خاطر قیام نکردن ؟شاید حتی به خاطر انگلیس ،آره آره، اون استعمار پیر. اما شاید هم  به خاطر این که هر وقت به ما گفتن که بو میدی، ما بجای اینکه بخوایم بو ندیم گریه کردیم و اونی که آینه را طرف ما گرفته سنگ زدیم. هجوم ما  از ازل همیشه به جای آنکه به سمت  تاریکی باشد به سمت نور، به سمت آینه بوده است.  شکستن آیینه خوب البته آسان تر است. راستش اینه که ما هنوز هم بوی گند میدیم. بوی گندمون دنیا رو برداشته ، خودمون رو هم خفه کرده ولی کماکان به شکستن آیینه ها مشغولیم. کاشکی می شد آیینه ها رو بیشتر دوست داشته باشیم .


نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 15:12 | لینک  | 

چشمانم را میبندم

این دنیا واتفاقات اطرافم را عوض نمیکند اما

برای لحظاتی 

فقط لحظاتی 

مرا با خاطرات خوبم و آرامش

تنها میگذارد


نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 23:49 | لینک  | 


whitch day is the best day of our life?

when it comes?

what makes it?

نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 15:49 | لینک  | 

برزخ از جهنم بدتره

من یک ویلای پنج ستاره لوکس در برزخ دارم

نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 11:19 | لینک  | 

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت ….هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان…..نفسها ابر، دلها خسته و غمگین…..درختان اسکلتهای بلور آجین…….زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه…..غبار آلوده مهر و ماه

زمستان است

نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 18:47 | لینک  | 

بعضی بحرانها رو به راحتی پشت سر میذارم

برای بعضی دیگر به کمک نیاز داریم

بعضی هم مثل طوفان ما را با خود میبرند



فعلا ترجیح میدم در فضای مجازی مرده باشم

درود و بدرود


تمام


نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 19:46 | لینک  | 

به چشمهای اینگرید برگمن نگاه می کنم.  حالا می دونم چه بر سر اون زنهای ناز و کوچولو آمده است. آنها بزرگ شده اند، قد کشیده اند و دیگر کوچولو نیستند.  توی کوچه ؛ توی خیابان دارند می دوند و سهم آدم بودنشان را می پردازند. توی زندگی جورهای مختلفی آدم را فلج می کنند. یک جورش  هم این است که توی چشمهایت نگاه می کنند و می گویند توی چشمهام نگاه کن ، کوچولو!  برای فلج کردن یک زن لازم نیست  پاهایش را قطع کنی، کافی است به او بقبولانی که این پاهای زیبا برای دویدن و پریدن از روی موانع ساخته نشده است.برای فلج کردن یک زن  لازم نیست بهش بگویی احمق و نصف عقل! می توانی در عوض بهش بگویی: تو فقط و فقط برای عشق ورزیدن ساخته شده ای. با همین حرفهای زیبا می توان از یک انسان، با همه ی قابلیت هایش یک عروسک بی خاصیت ساخت که  »فقط و فقط برای عشق ورزیدن ساخته شده» و در نتیجه بدون عشق یک مرد دلیلی برای بودن ندارد. موجودی  که  حتی یک روز هم نمی تواند روی پای خودش بایستد  ( چون متاسفانه با عشق  ورزیدن و این حرفها ی قلمبه حتی یک نون بربری هم نمی شود خرید) . موجودی  که نه در سطح روحی و نه در سطح اجتماعی هیچ هویت و استقلالی ندارد. می توان روی طاقچه گذاشت و پرستیدش. می توان هم به راحتی برش داشت و یک عروسک دیگر جایش گذاشت و در نهایت پر رویی بهش گفت : «عزیزم، ذات مردانه این است. ما مردها وحشی و رام نشدنی هستیم. ما مردها ذاتا تنوع طلبیم! ما مردها دوست نداریم به کسی توضیح بدهیم. اصلا ما مردها وحشی هستیم.  اما تو مظهر کمال و زیبایی و عشقی. تو یگانه دلیل آفرینشی ، تو وجودت سراپا مهر و وفاداری است، تو تندیس مادرانگی  و شاعرانگی هستی! »   بعد همان طور که این حرفها را می زنیم می توانیم آن تندیس نازنین را پرتش کنیم توی سطل آشغال و راهمان را بکشیم و برویم ، همانجوری که همفری بوگارت راهش را کشید و رفت. به چشمهای اینگرید برگمن نگاه می کنم. خوشحالم از اینکه نسل زنهای کوچولو رو به انقراض است.نه ، اشتباه نکنید، من  هنوز هم خوشحال نیستم ! اما فکر نمی کنم آنها هم خوشحال بوده اند. فلج بودن که خوشحالی ندارد.

نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 9:33 | لینک  | 

پیرمردی لرزان،خسته و عصا زنان

با کوله باری از افسوس

و یک امید

که کنار او ، و با هم، جوان شوند

و زندگی کنند

نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 14:25 | لینک  | 


better luck , next life


نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 14:5 | لینک  | 

چرا مینویسم؟

چرا بلاگ دارم؟

شعر / نثر یا نوشته به چه درد من میخوره؟

تا حالا کدوم درد من با نوشتن دوا شده؟

چو شرابی نه به کام دل یاری،  نه به جام دگرانم!

نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 10:20 | لینک  | 


این روزها زیاد فکر میکنم نمیدانم از بیکاری است یا بیدردی یا ...؟

بهرحال فکرم میرود تا آن دورها ، جایی میان فضا و زمان. پرت میشود. گم میشود. و من تنها باز میگردم 

به دنیای بد طعم واقعیت بیرحم


نوشته شده توسط دکتر ماووزه در ساعت 9:23 | لینک  |